تبلیغات
داستان سته بان
 
داستان سته بان
داستان های کوتاه از نویسندگان شهرستان استهبان
 
 

داستان شماره  ((   27   ))

داستانی از جنس ...

نویسنده:          سید مسیح ناظمی

       تنها صدای جیرجیرك ها بود كه سكوت شب را می شكست. شب متفاوتی بود. زمان سنگین قدم بر می داشت. ضربان قلب خود را حس می كرد. اتاقش مثل شب های قبل؛ میله نداشت تا با شمردن آن ها سرگرم شود. مرگ را بالای سر خود می یافت. او منتظر حكم سحرگاه بود.
       پاره ای از نور ماه و چند ستاره؛ تنها منظره ای بود كه از پنجره ای كوچك می دید. خاطرات خود را مرور كرد و گذشته ها را به خاطر آورد. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، ناظمی - سید مسیح، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، سید مسیح ناظمی، داستانی از جنس ...، تارنوشت انجمن داستان نویسی استهبان،

پدید آمده در هنگام : جمعه 11 شهریور 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   26   ))

بد شانسی

نویسنده:          سروش ثالثی

       من با چند دوست دیگرم در یک کارتن در مغازه پلاستیک فروشی استراحت می کردیم. بعد یک پسر آمد من را خرید و به خانه برد. چند روز با من بازی کردند. همه به من لگد می زدند و مرا این ور و آن ور می انداختند. یک روز که داشتند با من بازی می کردند، چند بار روی درخت و داخل جوی آب افتادم. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، ثالثی - سروش، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، سروش ثالثی، بد شانسی، داستان های سته بان، انتشارات سته بان،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 29 تیر 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   25   ))

...

نویسنده:          زینت صداقت

       مرد به آرامی روی تخت غلتی زد و ناله ی تخت به هوا خاست٬ هنوز ناله ی تخت تمام نشده بود که چشمان مرد از بین چین و چروک ها راهی به بیرون باز کرد و به آرامی نمایان شد. مرد چند بار چشمانش را باز و بسته کرد٬ با حالتی غریب و آکنده با تعجب چشمانش را به آرامی در اطراف کلبه به حرکت در آورد. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، صداقت - زینب، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، زینب صداقت، ...، تارنوشت انجمن داستان نویسی استهبان،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 22 تیر 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   24   ))

باغچه

نویسنده:          محمد اردیبهشتی

       درست هفتمین روز زن در باغچه گودالی كند و یك نهال كاشت. پسر كوچیكه پرسید چند شنبه بود. معلم گفت هفتمین روز نه شنبه هست نه جمعه. زن پای نهال درخت آب ریخت. چند نفر توی جلسه ای نشسته بودند كلافه و سر در گم بودند. كت مشكی با كراوات قرمز گفت نباید كسی در باغچه نهال بكارد. زن خندید و گفت: ولی من كاشتم. كت مشكی ها هراسان از جلسه بیرون دویدند. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، اردیبهشتی - محمد، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، محمد اردیبهشتی، باغچه، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : شنبه 18 تیر 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   23   ))

سرگردان

نویسنده:          محمد اردیبهشتی

       نویسنده گفت امشب داستانمو هرجور شده می نویسم همیشه طبقه سوم تو خیابون سوم همین حرفا و بحث ها بود یكی هست كه می خواهد بنویسد  یكی هم هست كه دایم با خودش كلنجار می رود نمی داند باید از كجا شروع كند دود لی امان از ما آدما بریده مثل یك لقمه گلو گیر سر راهمون نشسته همیشه همین جوره .نور چراغ سایه زن را  رو مرد انداخته بود زنی كه دایم با حركات دستش به مرد نشسته در حال چایی خوردن می گفت آرزوها مثل خواستن رفتن و رسیدن به قله هست. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، اردیبهشتی - محمد، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، محمد اردیبهشتی، سرگردان، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : پنجشنبه 16 تیر 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   22   ))

رنج هستی (1)

نویسنده:          یحیی نواب

       سالن بزرگ بود و بَزَك شده و ما بُهت‏ زده و غمگین، دل‏مُرده و خسته از تماشا، گِردِ میز نشسته بودیم. بیرون باغ بود و گُل بود و سبزه، پُر از نشاط و شادى و نور بود و روشنایى و این بیمارستانى بود از دكتر فلانى ... و بعد غم بود و غصه بود و لاكِ هستى و تابلوىِ اِخطارى چند به‏ دیوار و ما هم چنان توىِ پیله ‏ى رنج‏ مان فرو خزیده و پرستارانى كه سپیدىِ جامه‏ هاشان بود از پشتِ شیشه‏ ها نمایان. گرچه وقتِ دیدار بود نامحدود. اما در عوض دَم و دود به ‏شدت قَدَغَن شده بود. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، نواب - یحیی، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، یحیی نواب، رنج هستی، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : پنجشنبه 16 تیر 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   21   ))

خُورَک (1)

نویسنده:          محسن گُلکار

       صداىِ جگركى كه داشت با مَش‏ حبیبِ جُوال‏ دوز دعوا می كرد، از تَهِ بازار شنیده می شد. همه‏ ى بازار می دانستند كه جگركى آدمِ بَد دَهن و فَحاشى است. مشتری ها و كاسب‏ ها، مغازه‏ ها را وِل كرده بودند و جمع شده بودند دورِ مَعركه‏ ى دعوا كه همه‏ اش صداى فُحشِ خواهر و مادر به‏ مَش‏ حبیبِ جُوال‏ دوز بود. مُلا مهدى هم عبایش را بالا گرفته بود و تُند تُند به‏ سمتِ دعوا می دوید تا واسطه شود. من هم كه خیلى دعوا را دوست داشتم دلم می خواست بروم ولى اُسّام نبود و نمی شد مغازه را تنها گذاشت. به‏ ناچار نشستم همان‏ جا توىِ پِلّه‏ ى دكان. كم‏ كم دعوا تمام شد و همه برگشتند سَرِ مغازه‏ ى خودشان. عطارىِ كِنارى كه داشت با اُسّام حرف می زد گفت: بیست تا مشترى داشتیم شد دو تا؛ جَر و بحثش مالِ كَسِ دیگه‏ س، بدبختى و ذلالتش هم مالِ ما. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، گلکار - محسن، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، محسن گلکار، خورک، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 15 تیر 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   20   ))

ماهی سفره هفت سین

نویسنده:          شهرزاد فقیهی

       نزدیكِ عید است و همه در حال و هوایى نو و در اندیشه‏ ى طبیعتى زیبا و دلنشین. زنِ میانسال از صبح تا شب، كار می كند و با تمامِ كوفتگی اش سعى می كند كودكانش كودكى كنند و رنجِ طاقت‏ فرساىِ زمانه را حس نكنند. نگرانى در صورتِ تكیده‏ اش موج می زند و آن‏ قدر خسته است كه سوزه‏ ى عرق و عَطش به‏ جاىِ سرما در تن‏ اش افتاده است. ماهی هاى بزرگ و كوچكِ وسطِ حیاط و سر و صداى بچه‏ ها به‏ داستان رنگِ غریبى می دهد. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، فقیهی - شهرزاد، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، شهرزاد فقیهی، ماهی سفره هفت سین، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   19   ))

مادر

نویسنده:          مبعث خیرده

       حسین به‏ شیر بود. حسن به ‏راه. كبرا سه ‏ساله بود. لیلا دو ساله. تمام‏ شان مثلِ گردو و بادام بودند. روز كار می كردم. شب كار می كردم. هر چه می پلكیدم(1) باز كارِ ناكرده زیاد داشتم. هرچه بود دلم خوش بود. غم و غصه‏ ام همین بود كه این‏ ها را بزرگ كنم. مَردَم هم لقمه‏ نانى می آورد. من اُسابرسانش(2) می كردم و خدا را هزار هزار كُرور شكر. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، خیرده - مبعث، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، مبعث خیرده، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   18   ))

ساعت

نویسنده:          پریسا پویان فر

       فرصت ندادن به ساعت
       دنبال كردنِ ساعت
       مُهلت ندادن به ساعت
       مُهلتِ حرف نزدن به ساعت
       مُهلت ندادن براىِ تنفس به ساعت
       وقتى كه ساعت به من مُهلت نداد از كودكى هایم عكس و فیلم بگیرم .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، پویان فر - پریسا، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، پریسا پویان فر، ساعت، مجله ی نشانی، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   17   ))

بودا هنوز رنج می کشد

نویسنده:          بهاءالدین مرشدی

بهاءالدین مرشدی

       آرزوی داشتن چیزی رنج شان می داد.
       هر چه فکر کردند تا چیزی به خاطرشان بیاید، به نتیجه ای نرسیدند. و آن ها آدم هایی بودند که هر روز کنار دیوار کاهگلی آفتاب می گرفتند. که آفتاب طعم خوبی داشت. کمی کلاه نمدی، شلوار گشاد سیاه و سبیل های بلند آویزان و موهای در آسیاب سفید نشده و جلیقه ای که چفت شده است روی تن. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، مرشدی - بهاءالدین، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، بهاءالدین مرشدی، بودا هنوز رنج می کشد، ماهی که توت فرنگی ها سرخ می شوند، نشر چشمه،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   16   ))

گلهای آبی ریز

نویسنده:          نسیم آل ابراهیم

       دست ها را زیر چانه زد. از پنجره محوِ تماشاى رقصِ برگ هاى چنار شد كه با ملایمْ نسیمى به حركت در مى آمدند. زمانى را به یاد آورد كه در باغ شان به دورِ استخر مى دوید و نورِ خورشید زُلالىِ آب را فاش مى ساخت و سایه ى خنكِ درختان، سایبانى بر بدنِ ظریف و كوچكش بود. در باغ مى گشت و سرخوش آلوهاى طلایى را به دهان مى گذاشت و آبش را مى مكید و هسته را زیرِ خاك مى كرد تا سالِ دیگر شاهدِ گیاهِ تازه رسته باشد و ذوق كند. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، آل ابراهیم - نسیم، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، نسیم آل ابراهیم، گلهای آبی ریز، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   15   ))

تقویم

نویسنده:          نادر اهورا

       - خوب میرزا شعبون؛ چند وقته اهل دود و دمی؟
       - بیست سی ساله؛ از جوونی . شما از كجا فهمیدی؟
       - از وضع سینه ت. سرفه ها درد سینه ی شما مال همین مصیبته. اگه می خوای خوب بشی دیگه نكش.
       - برای خودت چی میگی؟ هفت جد و آبا منم دودی بودن؛ هیچ كدوم هیچ عیبی نكردن. نه؛ تو سواد درستی نداری. اگه دكتر بودی اینجا نمی فرستادنت. می گم سینه م درد می كنه؛ می گه دود نكش! .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، اهورا - نادر، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، نادر اهورا، تقویم، تارنوشت انجمن داستان نویسی استهبان،

پدید آمده در هنگام : چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   14   ))

مادر این جا کجاست؟

نویسنده:          مهدی عباسی

       مادر این جا كجاست؟! چه صداى زیباى دلنشینى دارد! این صداى چیست؟! نسیمِ خنكى مى آید، بوىِ حوضِ ماهىِ مامان بزرگ مى دهد! مادر، این سر و صداها و جیغ و دادها براى چیست؟! كسى مُرده؟! چرا مردم شیون مى كنند؟! چرا صداى شان این چنین است؟!
       پدر، مرا به خانه برگردان؛ نمى خواهم این جا باشم؛ نمى خواهم غمم از غمِ دیگران بیشتر شود. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، عباسی - مهدی، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، مهدی عباسی، مادر این جا کجاست؟، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : شنبه 10 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور

داستان شماره  ((   13   ))

دعوت شده

نویسنده:          فاطمه شیبانی

       تقدیم به تمامِ زحمت كشانى كه در كوه و بیابان جان باختند

       خورشید از پشتِ كوه ها آهسته آهسته سَرَك مى كشید. با عجله و تُندتُند مى راند و خودش را از نگاهش مى دزدید. هرچه بیشتر بالاتر مى آمد، منطقه ى وسیع ترى را دید مى زد.
       نگاهى به پشتِ سرش انداخت. تیرهاى چراغِ برق در خطوطِ موازى كاشته شده بودند و سیم هاى برق، تا انتها در نورِ خورشید مى درخشید.
       درختانِ انجیر لباس هاى شان را به دوشِ باد افكنده بودند و باد، از به همراه داشتنِ آن ها شانه خالى كرده بود و همه شان را روىِ زمین ریخته بود. .....




وابسته به جستار : ---||| داستان سته بان |||---، ---|| داستان کوتاه ||---، شیبانی - فاطمه، 
برچسب ها : داستان سته بان، داستان کوتاه، فاطمه شیبانی، دعوت شده، تارنمای جامع شهرستان استهبان،

پدید آمده در هنگام : شنبه 10 اردیبهشت 1390 /:|:\ پدید آورنده : بوف کور
( شمار برگه ها [جستارهای پیشین را در این برگه ها بیابید] : 2 )    1   2   
درباره این تارنوشت
داستان سته بان
داستان های کوتاه از نویسندگان شهرستان استهبان
داستان کوتاه ایرانی
داستان کوتاه پارسی

سرپرست تارنوشت: بوف کور
گزینگان تارنوشت
نمایه
بایگانی جستارها
واپسین جستارها
نویسندگان
پیوندها
برچسب ها
آمار تارنوشت
همه بازدیدها :
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
بازدیدهای این ماه :
بازدیدهای ماه پیش :
شمار نویسندگان :
شمار همه جستارها :
واپسین بازدید :
واپسین به روز رسانی :
جستجو