داستان شماره ((
13
))
دعوت
شدهنویسنده:
فاطمه
شیبانی
تقدیم به تمامِ زحمت كشانى كه در كوه و
بیابان جان باختند
خورشید از پشتِ كوه ها آهسته آهسته سَرَك مى كشید.
با عجله و تُندتُند مى راند و خودش را از نگاهش مى دزدید. هرچه بیشتر
بالاتر مى آمد،
منطقه ى وسیع ترى را دید مى
زد.
نگاهى به پشتِ سرش انداخت. تیرهاى چراغِ برق
در خطوطِ موازى كاشته شده بودند و سیم هاى برق، تا انتها در نورِ خورشید مى
درخشید.
درختانِ انجیر لباس هاى شان را به دوشِ باد افكنده بودند و باد، از به
همراه
داشتنِ آن ها شانه خالى كرده بود و همه شان را روىِ زمین ریخته بود.
.....
وابسته به جستار :
---||| داستان سته بان |||---،
---|| داستان کوتاه ||---،
شیبانی - فاطمه،
برچسب ها :
داستان سته بان،
داستان کوتاه،
فاطمه شیبانی،
دعوت شده،
تارنمای جامع شهرستان استهبان،